دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ۰۹:۵۷ ب.ظ

۲۲۷ مطلب توسط «مدافع حرم» ثبت شده است

دل خانه جنون است

 شهدا متن ادبی درباره شهدا عارفانه

کار عشق به شیدایی و جنون کشیدن است و کار جنون به تغزل ؛ تغزل ذات هنر است. جنون سرچشمه هنر است و همه از آن زمزمه های بی خودانه ، آغاز می شود که عاشق با خود دارد، در تنهایی جنونش را می سراید
 پس دل، خانه جنون است..

درون توست اگرخلوتی و انجمنی است        برون ز خویش کجا می روی، جهان خالیست

  در اعماق دل..

اما دل نه آنچنان است که هرچه به عمق آن فرو روی از خود دورتر می شوی...

 در عمق خویش به اصل وجود می رسد.

همه عمر برندارم سر ازین خمار مستی       که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

 از عمق دل راهی به آسمان ها گشوده اند..

ره آسمان درونستٰ، پر عشق را بجنبان        پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند

 و شهدا چه خوش فهمیدند، جنون و عشق و پر کشیدن را 

وصیت نامه شهید عباس اسلامی

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : عباس اسلامی                    نام پدر : کرامت الله  محل شهادت: شلمچه
دانش آموز کلاس :اول          دوره : متوسطه             رشته : عمومی
تاریخ تولد : 1/1/1343                   تاریخ شهادت : 13/12/1365

فرازی از وصیت نامه شهید
بدانید که هرگونه کوتاهی درصدور انقلاب اسلامی، گناهی نابخشودنی است . اگر خدای نکرده آسیبی به این انقلاب برسد به حیثیت تمام مسلمین جهان رسیده است . پس آگاه باشید که وضعیتی که درآنیم به هیچ وجه با مسامحه و کم کاری سازگار نیست. در برابر مشکلات، مانند کوه استوار باشید و درحفظ وحدت، بیش از پیش بکوشید که دشمن ازوحدت نیروهای متعهد می هراسد. ازشما می خواهم، جوانانی را که ناخواسته به دام افراد بی بند و بار افتاده اند، ارشاد کنید و جلوی نفوذ فرهنگ بیگانه را درافکار جوانان مسلمان ما بگیرید.

زندگی و وصیت نامه شهید عباس بازیار

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه


نام و نام خانوادگی : عباس بازیار                    نام پدر : محمدعلی
  محل شهادت:شلمچه                 دانش آموز کلاس :سوم           دوره : متوسطه             رشته : اقتصاد              تاریخ تولد : 1/1/1346                   تاریخ شهادت : 19/10/1365
چکیده ای از زندگی نامه شهید
عباس، فرزند خانواده ای مذهبی بود. برای شرکت در مراسم مذهبی همیشه آمادگی داشت و درحالیکه 12 ساله بود، اولین حضور خود در جبهه را رقم زد، به هیچ گردانی جز گردان خط شکن فجر رضایت نمی داد و در اکثر عملیات هایی که  بر عهده ی لشکر المهدی قرار می گرفت، شرکت داشت. با وجود آن که یکی از برادرانش به اسارت درآمده بود، پیشنهاد خویشاوندان مبنی برحضور فعال در پشت جبهه را نپذیرفت و هنگامی که در عملیات والفجر 8 مجروح شده بود، حتی حاضر نشد برای درمان به پشت خط منتقل شود و نگذاشت کسی از موضوع باخبرشود. قبل از عملیات کربلای 5 با گروهی از دوستان درمسجد ملابرات گرد آمده و وصیت نامه ی خود را بر روی نوار کاست ضبط کرد. بدون استراحت ازکربلای 4 مستقیماً به منطقه کربلای 5 رفت و سرانجام در پشت نهر جاسم به دوستان دریا دلش پیوست. جسد پاکش طی ماجراهایی به یادماندنی و پس از اشاراتی که خود در خواب به شوهر خواهر ش داد، طی عملیاتی پرحادثه به دست آمد.
برگزیده ای از فعالیت های مذهبی، عملی، هنری و ورزشی شهید
عباس عضو کتاب خانه ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و به شرکت در مراسم ادعیه و به ویژه عزاداری سالار شهیدان علاقه ی ویژه ای نشان می داد. در دوران آموزش و اعزام، با وجود شرایط اغلب نامساعد، دستی برقلم داشت و دیده ها و شنیده های خود را با سبکی ساده به رشته تحریر در می آورد. توجه و دقت نظر او به مسائل شهری و میراث های فرهنگی شهرهایی که در طول اعزام، ازآنها عبور می کرد درحالیکه جوکاروان  کاملاً جنگی و رزمی بوده، شگفت انگیز می نماید. شیوه ی رفتار نرم و مهربانانه ای او با کودکان و به خصوص خواهر 5 ساله اش خاطره ای بسیار دل چسب و ماندگار برای خانواده برجای گذاشته است. شیوه شهادت و ماجرای عجیب بازگشتش به خاک همرزمان و به ویژه شوهر خواهرش را درآرزوی شهادت همچنان حریص و جوینده نگاه داشته است .
فرازی از وصیت نامه شهید
خدایا! استغفار می کنم از هرگناهی که با آن، خود را با تو روبه رو کردم. خطای مرا ببخش و رحمت آور که تو بهترین رحم کننده گانی مادر مهربانم! اگر چه مدتی از دوری برادرم مسعود که هم اکنون در اسارت بعثیون کافر می باشد، ناراحت و غمگین هستم، اما خانواده هایی هستند که چندین فرزند خود را در راه اسلام داده اند و می گویند ای کاش هنوز هم می داشتیم تا در راه اسلام عزیز می دادیم. از برادرم می خواهم که درسهایش را خوب بخواند و جای مرا در مسجد پر کند در عزایم گریه و زاری نکنید که منافقین خائن خوشحال می شوند وبا خواهرانم به مهربانی رفتار کنید.

حقیقت زندگی

 شهدا عارفانه

شهید
حقیقت شگفت آوری است که دستی برزمین دارد

ودستی بر آسمان وبا خون خود بین غیب وشهادت پیوندی

 جاودانه می زند واز ظاهر زندگی سر ملکوت آن را
می جوید عظمت این حقیقت نورانی بر ما خاکیان پوشیده است

زیرا ما به ظاهر زندگی عادت کرده ایم وآن دیده ای باطن بینی
 
که تا کنه حقیقت هستی نفوذ کند درحجاب ناسوت محجوب

است وشهادت دریک کلام مهندسی بهشتی حیات بر روی زمین است
 

متولد شهرستان کازرون                               شهیدروحانی سید محمد حسینی 

دنیا غری غیری!!

 شهدا عارفانه

خدایا، ریشه‌های این علاقه به دنیا را در خاک وجود من بخشکان و تارهای این وابستگی را در زوایای قلب من بسوزان. خدایا، عشق به این لجنزار متعفن که جامه مخالفت با تو را بر من پوشانده است. تو این جامه را از تن من بیرون آور.
شهید حاج عبدالستار قندانی‌پور متولد سال 1340

غربتکده سیاه

 شهدا عارفانه

خدایا، دل دردمندم شوق آزادی دارد تا از این غربتکده سیاه، تا از این زندان عاشقان وصالت، ندای خود را به وادی عدم بکشاند و فقط با خدای خود به وحدت برسد.
شهید علی حسینی آقایی محل تولد تهران به سال 1341، به محل شهادت سومار 1361

دست خدا

 شهدا عارفانه

خدایا پرواز را به ما بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم و از نور خویش آتش در ما بیفروز تا در سرمای بی‌خبری نمانیم. خون شهیدان را در تن ما جاری گردان تا به ماندن خو نکنیم و دست آن شهیدان را بر پیکرمان آویز تا مشت خونینشان را برافراشته داریم. خدایا چشمی عطا کن تا برای تو بگرید، دستی عطا کن تا دامانی جز تو نگیرد، پایی عطا کن که جز راه تو نرود و جانی عطا کن  که برای تو برود.

شهید معلم مهدی رجب بیگی؛ متولد سال 1336

نهایت آرزو

 شهدا عارفانه

خداوندا، مرغ ناچیز و محبوس در قفس، چشم به تو دوخته و با لرزاندن بال‌های ظریفش آماده حرکت به سوی توست. ما نه برای اینکه از قفس تن پرواز کند و در جهان پهناور هستی بال و پر بگشاید، نه زیرا زمین و آسمان با آن همه پهناوری، جز قفس بزرگتری برای این پرنده شیدا نیست. او می‌خواهد آغوش بارگاه بی‌نهایت را باز کنی و او را به سوی خود بخوانی
شهید سعید هدی محل تولد مراغه، محل شهادت شلمچه به سال 1365

زندگی و وصیت نامه شهید عباس بینا

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه


نام و نام خانوادگی : عباس بینا                    نام پدر : محمدرضا
  محل شهادت:شلمچه                 دانش آموز کلاس : دوم         دوره : راهنمایی           رشته : -              تاریخ تولد : 1/7/1347                   تاریخ شهادت : 4/10/1365
چکیده ای از زندگی نامه شهید
عباس درخانواده ای مذهبی متولد شد ، می گویند پنج ماهه و در قنداق بود که بدون هیچ دلیلی و تنها با شنیدن روضه ی شهدای کربلا و به ویژه حضرت عباس (ع) اشک از چشمانش جاری می شده است . دوران دبستان و راهنمایی را با نمرات خوب سپری کرد و با وجود سن کم تلاش زایدالوصفی برای اعزام به جبهه از خود نشان می داد. به محض رسیدن به سن قانونی عزم سفر کرد هر بار قبل از آمدن به مرخصی بین 3 تا 6 ماه در جبهه می ماند. دلاوری ها و رشادت هایش زبانزد دوستانش بود و به درستی به او لقب عباس علمدار داده بودند . در اوج ناراحتی ها با این شعر آرام می گرفت به روی سینه و پشت پستچی، نوشته یا زیارت یا شهادت ، درکارهای خانه کمک می کرد و بعضی روزها مسئولیت پدر را در مغازه برعهده می گرفت. عباس بزرگ شده ی مادری بود که با وضو شیر می داد. خود لباس رزم برتن او می پوشاند. برای شهادت فرزند اشتیاق عجیبی داشت و در نیایش های خود با خدا شکوه می کرد که چرا فرزندانش را از او خریداری نمی کند. با شنیدن خبر شهادت فرزند نیز به ادعاهای خود جامه عمل پوشاند و خاشعانه سجده شکر به جا آورد.
برگزیده ای از فعالیت های مذهبی، علمی، هنری و ورزشی شهید
عباس پای ثابت مجالس عزاداری ماه محرم بود و عاشق روضه ی حضرت عباس (ع) ازیک طرف عبادت و تقوا و از طرف دیگر شجاعت و پاکیزگیش برای همرزمان الگو بود. در پاسخ خانواده که از غیبت های شبانه اش گلایه داشتند می گفت شب ها در مسجد پینگ پنگ بازی می کنیم و ازنگهبانی های طولانی در سطح شهر سخنی به میان نمی آورد. در کودکی بانذر حضرت اباالفضل از بند بیماری سختی جسته بود و این دین را تا پای جان درذهن زنده نگه داشت ، قبل از عملیاتی که منجر به شهادتش شد به یکی از دوستان هدیه ای داده شهادتش را پیش بینی کرد . زندگی و مرگش به شهادت آنان که می شناختندش، پاک و عاشقانه بود.
فرازی از وصیت نامه شهید
امام را تنها نگذارید و گوش به فرمان پیامبر گونه اش باشید. برادران ! از جبهه ها خسته نشوید و دین خدا را با خون خویش یاری کنید که وعده ی خداوند حق است . این جا در جبهه  می شود خدا را دید. شب های عملیات، بچه ها همدیگر را درآغوش می گیرند و برای آخرین بار با هم عهد می بندند. پدر و مادر بزرگوارم! اگر نتوانستم زحمات شما را جبران کنم ببخشید و حلالم کنید. از خواهرانم می خواهم که حجابشان را در همه حال و همه جا رعایت کنند تا لرزه بر اندام دشمن باشد.

زندگی و وصیت نامه شهید عبدالحمید بازیار

 شهدا شهدای ایرانی شهدای کازرون شهدای دفاع مقدس شهدای دفاع مقدس زندگی نامه و وصیت نامه زندگی و وصیت نامه

نام و نام خانوادگی : عبدالحمید بازیار       نام پدر :محمد       محل شهادت:شلمچه                 دانش آموز کلاس : اول      دوره : متوسطه   رشته : نظری              تاریخ تولد : 1/1/1349                   تاریخ شهادت : 19/1/1366
چکیده ای از زندگی نامه شهید
عبدالحمید در خانواده ای مذهبی و در دامان پدری که قاری قرآن بود، پرورش یافت. از کودکی به مجالس مذهبی علاقه نشان می داد و نبوغ و استعدادش در مدرسه، مورد توجه بود. در اولین فرصت و با شروع عملیات والفجر 8 پس از بارها مراجعه به بسیج جهت اعزام به جبهه، سرانجام به آرزویش رسید مداهی پادگان آموزشی امام علی (ع) شیراز شد. در خط مقدم خرمشهر ازناحیه ی دست و پا مجروح شد و پس از بهبودی از بیمارستان ذوب آهن اصفهان به زادگاهش بازگشت .شور وصال ازاین زمان به بعد از او یک زاهد بیقرار ساخت که راز و نیازها و نماز شبش، خانواده را به شدت تحت تأثیر قرار می داد، سرانجام عبدالحمید در کربلای 8 آسمانی شد. و مطابق وصیتش، جسد پاکش درکنار دوست همواره همراهش، شهید حمید وحیدی درخاک، آرام گرفت.
برگزیده ای از فعالیت های مذهبی، علمی، هنری و ورزشی شهید
عبدالحمید با وجود سن کم در راهپیمایی های انقلاب حضور داشت . درانجمن اسلامی و کلاس های مذهبی و هنری که در مسجد برگزار می شد، فعالانه شرکت می جست. در بر پایی مراسم به مناسبت های مختلف و اجرای برنامه های هنری مستعد بود و با راه اندازی گروه نمایشی در مدرسه و روستا و اجرای نمایش های تأثیرگذار، دین خود را به انقلاب اسلام ادا می کرد. در جبهه با تمام وجود، عقب ماندگی های درسی خود را جبران می نمود و در بازگشت ازجبهه، بنای مطالعه کتب مذهبی و هدایت افراد به سمت نوشته های شهیدان، دستغیب و مطهری را می گذاشت و سرانجام نیز نقش اول را در صحنه واقعی نبرد نور و ظلمت درکمال هنرمندی بازی کرد و مورد تشویق عرشیان قرار گرفت.
فرازی از وصیت نامه شهید
پدر و مادرم! اگر شهید شدم زیاد برایم گریه نکنید تا خاری به چشم یاوه گویان و دشمنان اسلام و مسلمین باشید. از برادرانم می خواهم که نگذارند اسلحه من بر زمین بماند. و تو ای خواهرم! حجابت را رعایت کن که هر ضربه ای که دشمنان اسلام تا کنون خورده اند از فرزندانی بوده که در دامان زنان راستین بزرگ شده و درکنار آنها پرورش یافته اند. همیشه به یادداشته باشید که به قول امام عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید. ای امت حزب الله! لحظه ای مرگ را فراموش نکنید که اگر از یاد مرگ غافل شدید به فکر مقام های مادی و دنیوی خواهید افتاد و غرق خواهید گشت.