پنجشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۸، ۰۴:۳۳ ق.ظ

۱۸ مطلب با موضوع «شهدا :: شهدای کازرون :: شهدای دفاع از حرم» ثبت شده است

وصیت نامه شهید مدافع حرم سجاد دهقان

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه


شهید مدافع حرم سجاد دهقان  یکی از ١٣ شهید مدافع حرم شهرستان کازرون می باشد که در سال 1394 به درجه والا شهادت نائل آمدند

وصیت نامه شهید

به امید ظهور نزدیک آقا صاحب الزمان.
ای کاش به کربلا می رسیدیم. ای کاش به کربلا نرسیده به اسرای کربلا می رسیدیم . ای کاش به خیمه آتش گرفته می رسیدیم.ای کاش به گوش پاره شده می رسیدیم.ای کاش به زنجیر در بدن فرو رفته می رسیدیم...

ای کاش به خرابه نشین شام می رسیدیم . ای کاش به سه ساله دلتنگ پدر می رسیدیم. ای کاش به تشت حامل سر مبارک می رسیدیم . ای کاش به خیزان به لب نشسته می رسیدیم . ای کاش به سه ساله به غم پدر نشسته می رسیدیم . ای کاش به زینب در جوانی پیر شده می رسیدیم...

ولی چه حیف که نرسیدیم ولی می دانیم که مادری هست که هنوز هم مدافع ندارد می رویم که ثابت کنیم که بانوان این آل الله مدافع دارند و می رویم که ثابت کنیم این چنین است...

مرا در کنار مادرم درصورتی که ممکن باشد دفن کنید.بر روی سنگ مزارم بنویسید.سه ساله رسول الله را دق دادند.آل الله را به مجلس شراب بردند...

امان از بی بصیرتی .مادر پهلو شکسته غریب مدینه آمدیم که مدافعت باشیم...

امیدوارم که هر کسی در هر جای کجای دنیا حقی از من به گردن دارد مرا حلال کند...

از همسر عزیزم هم متشکرم امیدوارم که مرا حلال کند و من هر حقی را داشتم به خداوند بخشیدم که هر کس که خداوند از او در گذرد چه کسی میتواند از او نگذرد و هر کسی که خداوند از او نگذرد چه کسی می تواند از او بگذرد...

ان شالله حامد و هانیه در حوزه تحصیل کنند بعد از مقطع راهنمایی

و خداوند مجرد ها را احتمالا دوست ندارد...
94/10/1

دو فیلم از شهید مدافع حرم علی جوکار

 شهدا شهدای دفاع از حرم خاطرات عکس

تکاور  شهید مدافع حرم علی جوکار از شهدای مدافع حرم شهرستان کازرون می باشد که در سال 1394 در سوریه به مقام والای شهادت نائل آمد


فیلم وداع شهید علی جوکار با خانواده


فیلم شهید در ماموریت شمال غرب کشور

وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جوکار

 شهدا شهدای دفاع از حرم زندگی و وصیت نامه

فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جوکار


بسم رب الشهدا و الصدیقین

با سلام خدمت همه دوستان و فامیل های عزیزم
از آنجایی که از نوجوانی تا به حال آرزوی شهادت داشته ام، بدانید که اینک هم با میل و رضایت خود و داوطلبانه به سوی نبرد حق علیه باطل آمده و هیچ کس مرا اجبار به آمدن نکرده و خود با "لبیک و یا زینب گویان" آمده ام و من تا به حال از خداوند هر چه خواسته ام به من داده است.

 
تنها چیزی که از او میخواهم شهادت است و آرزو دارم در روز عاشورا شبیه امام حسین(علیه السلام) اگر لیاقت آن را داشته باشم، به شهادت برسم. من گوش به فرمان رهبرم بوده و با فرمان او اینجا آمده ام.
🕊
ــــــ عزیزان: حتی اگر تحریم ها شما را از پا درآورد، شما پشتیبان ولایت باشید و از ولایت روی برنگردانید.


ـــــ پدر عزیزم: شما داغ های زیادی دیده اید. امیدوارم که باز هم خداوند به شما صبر بدهد. برادر ها و خواهر های عزیزم، دوستتان دارم. مرا حلال بفرمائید.

ـــــ همسر عزیزم: از شما میخواهم که مرا حلال کنید و فرزندانم شادی و شایان عزیزم را آن طور که میخواستم، مؤمن و ولایت مدار پرورش دهید.

ـــــ و در آخر، فرزندان دلبندم برایتان ناراحت هستم که باید بدون پدر، بزرگ شوید و اما بدانید که خدا با شماست. شما را به خداوند بزرگ می سپارم.


  ٩٤/٨/١
 
علی جوکار
 
تاسوعای حسینی
 
دمشق-حرم حضرت زینب(س)

خواب زیبای پژمان

 شهدا شهدای دفاع از حرم شهید پژمان توفیقی عکس

تصویر زیر مربوط به شهید مدافع حرم محمدکاظم توفیقی است که در حومه حلب و در عملیات آزاد سازی شهرهای شیعه نشین نبل و الزهرا گرفته شده است

                                                                   «شهید محمدکاظم(پژمان) توفیقی نفر اول از بالا» 

                                                          

امسال محرم تو کجایی

 شهدای دفاع از حرم شهید پژمان توفیقی

                      شهید مدافع حرم پژمان (محمد کاظم) توفیقی

محرم آمد....امسال محرم توکجایی وماکجا.......

پروانه دمشق.....

خدا می داند دراین ۷ماهی که ازعروج عاشقانه ات گذشته چه بر،دل وجان من گذشته.

 پژمانم آرام جانم! جسمت نیست اماحضورت رابهترازهرزمان دیگری درکنارم باتمام وجودم،حس میکنم. عزیزجان من! محرم،ماه عشق بازیت با اربابمان از،راه رسیدومن درمیان عزاداران حسین همه جان،چشم شده ام وبدنبال تومیگردم. تویی،که عاشقانه عاشق سیدالشهدا وسقای دشت کربلابودی،حب حسین واولادحسین، درجان وروح توریشه داشت،

نمی گویم جایت بین ماخالیست،چون میدانم امسال محرم جایی هستی که لیاقت هرکسی نمی شود،آرامشم! حال که به شهادت تونگاه میکنم میبینم مزد ارادت پاک وخالصانه ات رابه سیدالشهدا به بهترین شکل از اربابمان گرفتی،وچه معامله زیبایی که شهادتت آغازجاودانگیت شد......

و در رکاب سیدالشهدا درصحرای کربلای سوریه با لبهای تشنه همانندسالارشهدا،شهادت سهم تو شد.تو همانند قاسم بی بی زینب باخون پاکت ازناموس آقایمان دفاع کردی وبه چیزی که لیاقتش را داشتی رسیدی تو از ارباب مزد قلب پاکت راگرفتی 

روزهای بدون تو ؛به من سخت میگذرد و تمام بغض واشک ودلتنگی ام راپیش مادرمان فاطمه زهرا و عمه سادات بی بی زینب به امانت گذاشته ام تادرقیامت همچون تو سرم را بالاب گیرم و با روسپیدی بگویم:

اللهم تقبل منا هذا القلیل

جنگ سوریه!!

 شهدا شهدای دفاع از حرم

"جنگ سوریه به ما چه ارتباطی دارد" "ما چرا باید به سوریه نیرو و امکانات بفرستیم" "جنگ سوریه یک جنگ داخلی است و ما نباید دخالت کنیم"

این جملات و مشابه آن را شاید بارها و بارها شنیده باشیم.عده ای در خارج از مرزها و تعدادی در داخل کشور مکرر این سخنان را تکرار می کنند.اما براستی ما چرا به سوریه  نیرو و امکانات ارسال می کنیم؟

به طور خلاصه شاید بتوان دلایل کمک ما به سوریه را اینگونه بیان کرد:

1.همانگونه که بارها صهیونیست ها،مقامات امنیتی آمریکا و گروه های تروریستی اعلام کرده اند،هدف اصلی از جنگ سوریه از بین بردن خط مقاومت در منطقه و در نتیجه تضعیف و نا امن کردن ایران است.آنها اگر بتوانند سوریه و عراق را بگیرند؛تجاوز به مرزهای ایران و آغاز جنگ با ایران راحت تر صورت می گیرد.

در واقع ما با جنگ در سوریه امنیت کشور خود را حفظ کرده ایم و میدان جنگ را به کیلومترها دورتر از مرزهای خود کشیده ایم و این یک برگ بنده برای کشور ما محسوب می شود.پس ما در واقع داریم برای امنیت کشور خودمان می جنگیم

2.همانگونه که در جنگ تحمیلی این کشور سوریه بود که ما را بسیار کمک کرد ،ما نیز به حکم عقل و دین برخورد لازم می دانیم از مسلمانان و مردم این کشور دفاع کنیم.البته این بدان معنا نیست که ما بشار اسد را بدون عیب می دانیم بلکه همانگونه  که مسولین ما از ابتدا اعلام کرده اند باید بعضی از قوانین حکومتی در سوریه تغییر پیدا کند و این مردم هستند که با رای خود باید تغییرات را اعمال کنند.نه گروهای تروریستی و کشورهای خارجی.

3.بدون شک هیچ شیعه ای نمی تواند تحمل کند که یک عده انسان وحشی که هیچ بویی از اسلام و از انسانیت نبرده اند،بخواهند به حرم اهل بیت جسارت کنند.دفاع از حرم اهل بیت بر هر شیعه بلکه بر هر مسلمانی واجب است.مگر نه این است که ما هرچه داریم از اهل بیت است.

پس بیاییم همه با هم برای مدافعان حرم دعا کنیم.همان کسانی که از راحتی و آسودگی خود گذشته اند تا ما آسوده و راحت باشیم.

مقام معظم رهبری:

امتیاز دوم ایـن شهدای شما این اسـت کـه اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه نمی کردند این دشمن می آمد داخل کشور... اگرجلویش گرفته نمی شد ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه اسـتانها با اینها می جنگیدیم و جلوی اینهـا را می گرفتیم. 

دست نوشته شهید عسکر زمانی

 شهدا شهدای دفاع از حرم خاطرات


مطلب زیر دست نوشته شهید عسکر زمانی است که در تاریخ  94/10/2 نگاشته شده است



حال و هوای مدافعان حرم چگونه است؟

دیروز که رفتیم حرم حضرت زینب سلام الله علیها تا
آن جایی که لازم بود متحول شدم . قبل از اینکه به حرم بریم به این فکر میکردم که همه ما رزمنده ها دست این و آن هستیم و هرکاری بخواهند سر ما می آورند و به نوعی ما بازیچه هستیم .
اما حضرت زینب به من حقیر لطف کردند و این موضوع را برای من روشن کردند .

ما بازیچه کسی نیستیم ما بخاطر اعتقادمان بخاطر دینمان به خاطر غیرت زینبی خودمان به خاطر عاقبت به خیری خودمان میجنگیم . وآن سردسته هایی که داریم البته اکثرشان به همین خاطر میجنگند و فقط فرقشان این است که کار ما رزم نزدیک است و اجرای دستورها اما سردسته ها طرح ریزی و ابلاغ دستورهاست . درست هست شاید جایی هم اشتباه کنند و منجر به تلفات نیروها و امکانات شوند ما که کار خودمان را انجام میدهیم و هیچ بازخاستی نداریم.
حال و هوای بچه ها هم ؛ مثل جنگ امروز ؛ متفاوت با حال و هوای بچه های دفاع مقدس است . روحیه بچه ها قابل تحسین است اما بی برنامگی بعضی جاها حوصله ی آنها را خدشه دار میکند . صحبت ها حول نحوه ی کارکرد گروه های دشمن و عکس العمل خودی ها می چرخد.

شهید توفیقی و کار مردم

 شهدا شهدای دفاع از حرم شهید پژمان توفیقی

http://bayanbox.ir/view/3967346554259608246/223.jpg

پژمان کلا اخلاقش همین بود؛ همیشه میگفت تا اونجایی که میتونی باید کار مردم رو راه بندازی، اول مردم بعدا خودت! تا جایی که توانایی داری باید بدنبال باز کردن گره کار مؤمن باشی.
ماه رمضان تا ١٢ شب، ظهر تو اوج گرما میموند در مغازه. میگفت میخوام کار مردم رو راه بندازم. قول دادم نمیخوام بد قول بشم. نباید وسیله ی نون سفره ی مؤمن لَنگِ من بمونه. کار مردم واجب تره، اول مردم بعدا خودم!
افطارش یا آب بود یا به اصرار و التماس من سرپایی میومد خونه تنها شربت رو برمیداشت میبرد. فقط برا اینکه دلم نشکنه.
نمیومد خونه استراحت کنه، حتی برای افطاریم نمیومد خونه. از همش فقط و فقط یه سحری میخورد.
میگفت آیت الله فاضل لنکرانی گفته واجبات دینتو انجام بده، از حرامها برحذر باش و به جای انجام مستحبات دین، بدنبال انجام کار مؤمن باش. اگر ازت بازخواست شد بگو فاضل گفته!